تفکر مرد سالارانه در زنان

تفکر مرد سالارنه در زنان

نزدیک به ۱۰۰ سالست که ازشروع  اولین حرکت های برابری خواهانه زنان درامریکا میگذرد. و بیش از چهل سال از آغاز جنبش زنان به شک منسجم در اروپا، اما هنوز، حتا در کشورهای پیشرفته اروپا زنان به برابری حقوقی نرسیده اند. زنان هنوز در آلمان برای کار مساوی حقوق کمتری دریافت میکنند و  اگر چه  نیمی از فارغ التحصیلان دانشگاه های آلمان زن هستندهنوز در بسیاری سمت های مدیریتی جایشان خالیست. پارلمان آلمان امسال تصویب کرد که درصدی از نیروهای مدیریتی باید زنان باشند حتا در کابینه خانم مرکلل زنان زیادی حضور ندارند. شانس استخدام زنان حامله  تقریبن صفر و زنان خارجی به مراتب کمتر از مردان خارجیست. امکان استفاده از مهد کودک برای کودکان زیر ۳ سال بسیار محدودست و باید گاه یک سال در لیست انتظار ماند. گر چه زنان میتوانند تا سه سال مرخصی زایمان بگیرند و کارشان از دست نمیرود اما اگر به حقوق خود احتیاج داشته باشند در عمل چاره ای برایشان نمیماند که بخش زیادی از حقوق خود را به پرستاران بچه بدهند. گاه شوهرانی که درآمد کمتری از زنانشان دارند در خانه میمانند که اقتصاد خانه دچار مشکل  نشود، در واقع این مرخصی را مرد میگیرد. در خانه نیز در بسیاری مورد زنها نقش سنتی خود را همراه با کارشان بازی میکنند، یعنی هم مادرند هم خانه دار وهم کارمند. به علت این فشار، که برای ما زنان در ایران نیز

آشناست، زنان آلمانی در سالهای اخیر از بچه دا ر شدن سر باز میزنند، مخصوصن کسانی که مشاغل با درآمد بالا دارند.  در سالهای اخیر زنانی هم پیدا شده اند که به تعلق داشتن زنان به خانه تاکید میورزند و نسل فمینیست مادران خود را متهم به بی توجهی به کودکان خود و فدا کردن آنها برای موقعیت های شغلی خود میکنند. مهمتر از همه اینست که در سر تاسر جهان احترام وا اعتماد به زنان و توانایی های آنها حتا در بعضی از خود ازاین زنان وجود ندارد. هنوز بسیاری از زنان پزشک مرد را به پزشک زن ترجیح میدهند و قابلیت های زنان را به تمسخر میگیرند. به مردان به دید تحسین مینگرند وبه زنان برای  داشتن همان توانایی ها حسادت میورزند. ما که در ایران در مراحل اولیه کسب حقوق مساوی هستیم گاه جنبش زنان را به جنبشی صنفی تقلیل داده و آن را در سایه حرکت های سیاسی قرار میدهیم . حتا بعضی از فعالین زنان جنبش را سیاسی نمیدانند. من فکر میکنم سیاست در ایران بد تعبیر شده است. وقتی حرکتی در جهت تغییر قانون اساسی کشوریست حرکتی سیاسیست وگر نه در چهارچوب قوانین و افکار متحجر ماندن و تبلیغ برای برابری حقوق زنان و مردان  کردن معنایی ندارد. تحول غیراز در قوانین باید در ذهن همه ما صورت بگیرد در احترامی  که به زن میگذاریم ودر  قبول توانایی های او. و این بد ین معنا  نیست که ما باید قدرت بدنی مساوی با مردان داشته باشیم یا خشونت مردانه ، یا مثل آنها لباس بپوشیم. بزرگترین پاسداران تفکر مردسلارلانه در ایران متاسفانه زنانند که در قضاوت های خود، در برخورد با زنان، اعما ل محدودیت های پدرسا لارا نه به دختران خود و حسادت به قابلیت های دیگر زنان راه این جنبش اجتماعی که در ایران امروز سیاسی هم شده است میبندد.  جنبش زنان  زنانی از نوع مارگارت تاچر یا مرکل لازم ندارد که در واقع مردتر از هر مردی از قوانین مردسالارانه و منا فع و ارزش های سرمایه داری  دفا ع میکنند. جنسیت در تفکر ضد زن تعیین کننده نیست بسیاری مردان عمیقن به حقوق برابر  زنان باور دارند و بسیاری زنان از قوانین و تفکر مرد سالارانه پاسداری میکند

Advertisement

~ by Caryl on April 22, 2011.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Connecting to %s

 
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.