آزادی تازه به چنگ آمده
شعر ی از فرانتسیسکا فریچ
ترجمه فرشته وزیری نسب
در بر میگیرد مرا زیبایی خیال ها
و میروی تو از خاطرم
میاید چنان موجی از رنگ به سویم
که جایی نمیگذارد برای تنهایی
جاری میشود نور در دلم
وآزادم میکند از رنج
ترا میشوید و میبرد باران
مرامیبرد باد
با خود به جایی دیگر
باز جاری میشود در من موج رنگ زندگی
و هراس را میبرد از دلم
تمام است دیگر به گمانم
تو دیگر بسیارکوچکی در افق
و در من نیاز به تو هیچ
میبرم چهر ه ا ت از خاطر
و لمس میکنم بیکرانگی را
نه تنهایی را
میدرخشد همه چیز درپیرامونم
انگار که رنگش زده باشی
عمیق نفس میکشم
و میتوانم خودم باشم
زیبایی زندگی میبردم به عرش
چنان آزادم از هر بند
که گویی نبوده ا م جز این هرگز
۲۰۰۴
Advertisement
